X
تبلیغات
نوشته هایی از دل

نوشته هایی از دل

@هر چه از دل بر آید...@

عاشقونه


+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1391ساعت 18:32  توسط نگار و رضا@@@  | 

اشعار طنز شب چله

sher yalda yasgroup.ir 1 اشعار طنز شب چله

شب یلداست

دلم در خواب پروانه شدن بود

ولی افسوس

دلم در اوج رفتن روبه شمعی سوخت و من نالان

کنار سفره ای از عشق خالی

شب ی مایوس و سرگردان دارم امشب

.

◆◆◆◆◆       ◆◆◆◆◆

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر

زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق

رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد



sms shab yalda yasgroup.ir 1 اس ام اس تبریک شب یلدا ، دی 91   سری 2


شب یلدای من آغاز شد

نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه

بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست

بی من یلدایت مبارک




+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1391ساعت 13:18  توسط نگار و رضا@@@  | 

بعد از چند ماه غیبت

امروز میخوام از این مدتی که نبودم براتون حرف بزنم

۹ماه سختی و عذاب کشیدم اما این سختس شیرین و خواستنی بود

خیلی از زایمان کردن میترسیدم نمیدونستم طبیعی زایمان میکنم یا سزارین

ولی فکر کردن به هر دوش ترسناک بود برام

چشم رو هم گذاشتم ۹ ماه تموم شد و وقت زایمان رسیدالبته تمومه تموم نشد

۲۳ اردیبهشت نوبت دکتر داشتم با رضا رفتیم و دکتر بعد از ماینه کردنم گفت

همین امروز برو بستری شو باید بچه رو زودتر در بیاریم

منکه خیلی میترسیدم استرسم بیشتر شد و گفتم من اصلا اماده نیستم چرا امروز

هنوز که خیلی مونده تا ۹ ماه تموم شه

دکتر گفت دیگه رحمت جا واسه رشد بچه نداره و باید سزارین بشی و بچه به دنیا بیاد

به دکتر اصرار کردم که امروز نه اصلا اماده نیستم

و دکتر واسه فرداش ۲۴ اردیبهشت ساعت ۱۱:۳۰ بهم وقت داد

اون شب اصلا نتونستم بخوابم خبلی استرس داشتم

صبح ساعت ۱۱ رفتیم بیمارستان قسمت پذیرش و کارا رو انجام دادیم

دل تو دلم نبود خیلی میترسیدم اگه بعد عمل بهوش نیام چی

منو بردن اتاق انتظار و امادم کردن هنوز یه ساعتی به اومدن دکترم مونده بود

از استرس گریه م گرفته بود

مامان بابا و رضا پشت در انتظار بودن خلاصه انتظار تموم شد و من و بردن اتاق عمل

دکترم اومد و دیدمش بهم گفت اصلا استرس نداشته باش ترس نداره

با حرفش یکم اروم شدم

منو با ویلچر بردن داخل اتاق عمل و کمکم کردن روی تخت دراز بکشم

اتاق عمل خیلی سرد و بی روح بود ولی ترس نداشت

چند نفر دورم بودن و یکی از اونا دوتا دستام و به طرفین تخت بست

به یه دستم دستگاه قلب وصل کردن و به دست دیگم انژوکت

از دکتر بیهوشی سوال کردم امپول بیهوشی رو کجا میزنین

بهم گفت داخل انژوکتی که تو دستت هست خالی میکنم وهمزمان خالی کرد

دستم تا ارنج یخ کرد ماسک تنفس اومد رو صورتم و دیگه هیچی نفهمیدم

نمیدونم چقدر تو اتاق عمل بودم از اونجا یادم میاد که یکی صدام میکرد و ازم میخواست اسمم و

فامیلیمو تکرار کنم

داشتن بهوشم میاوردن لحظه بدی بود حالت تهوع داشتم و فقط مامانم و صدا میزدم

و یادمه پرسیدم دخترم سالمه

وقتی خوب بهوش اومدم منو بردن بخش

مامان بابا رضا بالا سرم بودن دخترم هم کنارم بود خیلی کوچولو و ناز بود

با اینکه ۳ هفته زودتر به دنیا اومد ولی خدا رو شکر نیاز به دستگاه نداشت

وزنش ۲کیلو ۳۰۰ بود قدشم ۴۷ سانت

اسمشو گذاشتیم رها

الان که مینویسم دخترم ۲ماه و ۴ روزشه بزرگ شده خیلی نازه

من عاشقشم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 تیر1391ساعت 15:45  توسط نگار و رضا@@@  | 

مطلب جدید

سلام به همه دوستان که تو این مدت کلی به من لطف داشتن

از امروز سعی میکنم دوباره شروع کنم به نوشتن

امروز دخترم رها ۲ ماه و ۳ روزشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 تیر1391ساعت 16:25  توسط نگار و رضا@@@  | 

سلام به همه دوستانم

خیلی خیلی به من لطف دارید که بهم سر میزنید و نگران حالم هستین

من الان دوره هفتم بارداریمو میگذرونم

بچه ام دختره

برام سخته که با سیستم کار کنم اذیت میشم واسه همین اپ نمیکنم

ببخشید دوستان دوستون دارم

و مرسی از مرضیه جونم که خیلی خیلی بهم لطف داره

از راهی دور میبوسمت

+ نوشته شده در  جمعه 28 بهمن1390ساعت 20:11  توسط نگار و رضا@@@  | 

شب یلدا

دیشب یلدا بود ما از دیروز صبح رفتین نور خونه اقا ایزدی

اخه دعوتمون کرده بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 دی1390ساعت 21:56  توسط نگار و رضا@@@  | 

یلدا

سلام به همه عزیزانم

ببخشید از اینکه دیر به دیر میام کلاسام زیاده و من وقت نمیکنم بیام

از همه ممنونم به خاطر لطفی که به من دارن و بهم سر میزنن

یلـــــدا مبـــارک
 

عکس تزیین هندوانه شب یلدا.

با تو من عزیز عشقم دیگه هیچ غمی ندارم
واسه ی همیشه ی عمر،عاشقونه دل میذارم
با تو یلدا پره عشقه،عشقی از جنس عزیزش
که نمیتونه بگیره کسی از دل،عشق پاکش . . .
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آذر1390ساعت 13:11  توسط نگار و رضا@@@  | 

عشق

+ نوشته شده در  جمعه 25 آذر1390ساعت 19:53  توسط نگار و رضا@@@  |